که چشم های قشنگش را
به عمق آبی دریای واژگون می دوخت
و شعرهای خوشی برای پرنده ها می خواند
دلم برای کسی تنگ است
که همچون کودک معصومی
دلش برای دلم می سوخت
و مهربانی را
نثار من می کرد
دلم برای کسی تنگ است
که تا شمال ترین شمال با من رفت
و در جنوب ترین جنوب با من بود
کسی که بی من ماند
کسی که با من نیست
کسی.........
امان از این دل...
که هرچی میکشیم از همین دل
delam baraye kasi tang ast....
mamnon az shere khoshgelet!
خواهش میکنم کیمیا جون
این وب مال شماست