من برای سالهای بعد می نویسم...
سالها بعد که چشمان تو عاشق می شوند
افسوس که قصه مادر بزرگ درست بود
همیشه یکی بود یکی نبود
.
.
.
یکی بود یکی نبود
اون که بود تو بودی اون که تو قلب تو نبود من بودم...
یکی داشت یکی نداشت
اون که داشت تو بودی اون که هیچ کسی رو نداشت من بودم..
بی نظیر بود
ولی مثل همیشه نا امید کننده
ممنون اومدی دلم برات تنگیده بووووود